در حال بارگذاری...

اسمNomen

Rezept

das
جمع: Rezepte
ملکی: Rezept(e)s

معانی

• Der Arzt hat mir ein Rezept ausgestellt.پزشک برایم نسخه نوشت.
• Ein neues Rezept ausprobieren.دستور پخت تازه‌ای را امتحان کردن.
• Um das ins Lot zu bringen, gibt es nur ein brauchbares Rezept.برای سامان‌دادن به این وضع فقط یک راه‌حل کارآمد وجود دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی