اسمNomen
Rezept
das
جمع: Rezepte
ملکی: Rezept(e)s
معانی
1. نسخه (دستورِ کتبیِ پزشک برای تحویل دارو توسط داروساز)بیشتر▾
• Der Arzt hat mir ein Rezept ausgestellt.پزشک برایم نسخه نوشت.
2. دستور پخت؛ طرز تهیهی غذا (دستور آشپزی یا شیرینیپزی)بیشتر▾
• Ein neues Rezept ausprobieren.دستور پخت تازهای را امتحان کردن.
3. (مجازی) راهحل؛ دستورالعمل؛ نسخه (راهنما، قاعده یا ابزاری برای دستیابی به هدف)بیشتر▾
• Um das ins Lot zu bringen, gibt es nur ein brauchbares Rezept.برای ساماندادن به این وضع فقط یک راهحل کارآمد وجود دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




