صفتAdjektiv

gut

[guːt]
gutbesseram besten

معانی

• Das ist eine gute Tasse Kaffee.این یک فنجان قهوه‌ی خوب است.
• Ich habe eine gute Nachricht für dich.من یک خبر خوب برایت دارم.
• Das sind gute Freunde von uns.این‌ها دوستان خوب ما هستند.
• Sie ist ein guter Mensch.او انسان خوبی است.
• Er ist ein guter Schüler.او دانش‌آموز خوبی است.
• Das ist gut zu behalten.این به‌راحتی به خاطر سپرده می‌شود.
• Er hat ein gutes Gedächtnis.او حافظه‌ی خوبی دارد.
• Das ist ein gutes Mittel gegen Kopfschmerzen.این داروی خوبی برای سردرد است.
• Wir mussten eine gute Stunde warten.ما مجبور شدیم یک ساعت کامل صبر کنیم.
• Er zog seinen guten Anzug an.او کت‌وشلوار خوبش را پوشید.
• Gut, dann machen wir das so.باشه، پس همین‌طور انجام می‌دهیم.
• Die Sache ist so gut wie sicher.این کار تقریباً قطعی است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی