gut
| gut | besser | am besten |
معانی
1. خوب؛ دارای کیفیت بالا و بینقص؛ در برابر schlechtبیشتر▾
2. مطلوب، خوشایند، دلپذیر؛ آنچه برای کسی مناسب و شادیآور استبیشتر▾
3. خوب، مهربان؛ دوستانه و صمیمانه (مثل دوست یا همسایهی خوب)بیشتر▾
4. خوب از لحاظ اخلاقی؛ شریف و ارزشمند؛ در برابر böseبیشتر▾
5. کاردان، ماهر؛ توانا و ورزیده در کاریبیشتر▾
6. (قید) آسان، بیدردسر؛ بهراحتی انجام یا فهمیده میشودبیشتر▾
7. سالم، نیرومند؛ توانا (عضو بدن، حافظه، سلامتی)بیشتر▾
8. مؤثر، سودمند؛ مفید برای مقصودی خاصبیشتر▾
9. زیاد، فراوان؛ مقدار قابلتوجه (محصول، مسافت، زمان)بیشتر▾
10. نیکو، برای مناسبتهای خاص (لباس خوب، اتاق مهمان)بیشتر▾
11. (محاورهای، قید پاسخ) باشه، موافقم؛ تمام، کافی است؛ «gut» برای پذیرفتن یا پایان بحثبیشتر▾
12. (در عبارت) so gut wie: تقریباً، تا حد زیادی؛ پیشپا افتادهبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
