در حال بارگذاری...

اسمNomen

Sessel

der/[ˈzɛsl̩]
جمع: Sessel
ملکی: Sessels

معانی

• Am Abend döste er häufig im Sessel, während sie klassische Musik hörte.شب‌ها اغلب در مبل چرت می‌زد، در حالی که او موسیقی کلاسیک گوش می‌داد.
• Zu jedem Gegenstand, auf dem man sitzen kann, sagen wir Sessel.برای هر چیزی که بتوان رویش نشست می‌گوییم Sessel.
• Er sieht seine eigene Position nicht in Gefahr, an seinem Sessel werde nicht gesägt.او موقعیت خود را در خطر نمی‌بیند؛ کسی زیر پای صندلی او را نمی‌برد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی