sitzen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gesessen | saß | sitze | ich |
| hast gesessen | saßest | sitzt | du |
| hat gesessen | saß | sitzt | er/sie/es |
| haben gesessen | saßen | sitzen | wir |
| habt gesessen | saßt | sitzt | ihr |
| haben gesessen | saßen | sitzen | sie/Sie |
معانی
1. نشستن؛ بدن را با باسن و ران روی تکیهگاهی (مثلاً صندلی یا زمین) نگه داشتن و تنه را راست داشتنsitzenintransitivبیشتر▾
2. عضو یک مجمع رهبری یا مشاوره بودنsitzenintransitivبیشتر▾
3. (مجازی) در عبارتهای ثابت: بدهکار بودن، تحت فشار بودنsitzenintransitivبیشتر▾
4. (مجازی) در عبارتهای ثابت: جایگاه استوار داشتن، در تنگنا بودن، قدرت بیشتر داشتنsitzenintransitivبیشتر▾
5. (مجازی؛ auf dem Trockenen sitzen) بیپول بودنsitzenintransitivبیشتر▾
6. (برای جانوران) جایی نشستن یا استراحت کردن؛ جوجهکشی کردنsitzenintransitivبیشتر▾
7. در جایی بودن؛ در محلی حضور داشتنsitzenintransitivبیشتر▾
8. زندگی کردن؛ سکونت داشتنsitzenintransitivبیشتر▾
9. (محاورهای) بهعلت جرم در زندان بودنsitzenintransitivبیشتر▾
10. (etw. sitzt an einem Ort) چیزی در جایی بودن؛ جایی قرار داشتنsitzenintransitivبیشتر▾
11. (etw. sitzt) چیزی محکم گیر کردن یا چسبیدنsitzenintransitivبیشتر▾
12. (مجازی) در عبارتهای ثابت: بیاعتراض نپذیرفتن، ماندگار شدنsitzenintransitivبیشتر▾
13. (etw. sitzt tief) ریشهدار بودن؛ علت جدی داشتنsitzenintransitivبیشتر▾
14. (etw. sitzt) چیزی بهشکل خاص نصب یا متصل بودنsitzenintransitivبیشتر▾
15. (مجازی؛ ihm sitzt die Hand locker) کسی زود دستبزن یا ولخرج بودنsitzenintransitivبیشتر▾
16. (لباس) اندازه بودن؛ کاملاً مناسب بدن بودنsitzenintransitivبیشتر▾
17. (etw. sitzt) جای درست و دلخواه را داشتنsitzenintransitivبیشتر▾
18. (محاورهای) متن یا قطعه کاملاً حفظشده و آماده اجرا بودنsitzenintransitivبیشتر▾
19. (محاورهای) گلوله یا ضربه دقیقاً به هدف خوردنsitzenintransitivبیشتر▾
20. (برای ضربه) محکم و اثرگذار بودنsitzenintransitivبیشتر▾
21. (برای سخن یا اتهام) اثر گذاشتن؛ بهجا بودنsitzenintransitivبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




