übersetzen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe übersetzt | übersetzte | übersetze | ich |
| hast übersetzt | übersetztest | übersetzt | du |
| hat übersetzt | übersetzte | übersetzt | er/sie/es |
| haben übersetzt | übersetzten | übersetzen | wir |
| habt übersetzt | übersetztet | übersetzt | ihr |
| haben übersetzt | übersetzten | übersetzen | sie/Sie |
معانی
1. ترجمه کردن (متن نوشتهشده را به زبان دیگری برگرداندن؛ مثل کتاب، نامه یا سند)übersetzen+akk.بیشتر▾
2. ترجمهی شفاهی کردن (گفتار گوینده را همزمان یا پس از او به زبان دیگری برگرداندن؛ مترادف dolmetschen)übersetzen+akk.بیشتر▾
3. برگرداندن؛ بازگو کردن (مجازی؛ چیزی را به شکل یا سبک دیگری درآوردن)übersetzen+akk.بیشتر▾
4. تبدیل کردن (فنی؛ حرکت چرخشی مکانیکی در یک محرک را تبدیل کردن؛ مثل نسبت دنده)übersetzen+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




