صفتAdjektiv
unvorsichtig
| unvorsichtig | unvorsichtiger | am unvorsichtigsten |
معانی
1. بیاحتیاط؛ نسنجیده؛ بیمبالات (بدون احتیاط؛ آنکه عواقب را نمیسنجد)بیشتر▾
• Trotzdem war er so unvorsichtig, sich betrunken hinters Steuer zu setzen.با وجود این آنقدر بیاحتیاط بود که مست پشت فرمان نشست.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




