در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

vorsichtig

[ˈfoːɐ̯zɪçtɪç]
vorsichtigvorsichtigeram vorsichtigsten

معانی

• Er ergriff die Vase mit vorsichtigen Händen.او گلدان را با دست‌های محتاط برداشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی