در حال بارگذاری...

قید مکانLokaladverb

vorn

[fɔʁn]

معانی

• Vorn im Garten stehen mehrere alte Bäume.در جلوی باغ چند درخت کهن ایستاده است.
• Er erzählte uns noch einmal alles von vorn.او یک بار دیگر همه‌چیز را از اول برای ما تعریف کرد.
• Der Sportler lag nach den Ausscheidungskämpfen klar vorn.ورزشکار پس از مسابقات حذفی به‌روشنی در صدر بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی