در حال بارگذاری...

اسمNomen

Wagen

der/[ˈvaːgn̩]
جمع: Wagen
ملکی: Wagens

معانی

• Ihr Wagen wurde bei dem Unfall stark beschädigt und musste abgeschleppt werden.ماشین او در تصادف به‌شدت آسیب دید و باید یدک‌کش می‌شد.
• Er spannte die Pferde vor den Wagen.او اسب‌ها را به ارابه بست.
• Auch wenn es Kleinkindern völlig egal ist, wie viel der Wagen gekostet hat, in dem sie geschoben werden.هرچند برای کودکان خردسال اهمیتی ندارد که کالسکه‌ای که در آن هل داده می‌شوند چقدر هزینه داشته است.
• Das Baby kam in einem Wagen der Linie 6 zur Welt.نوزاد در یک واگن خط ۶ به دنیا آمد.
• Der Große Wagen ist ganzjährig zu sehen.ارابه‌ی بزرگ (دب اکبر) در تمام سال دیده می‌شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی