فعلVerb

abgeben

Präsens: gibt ab
Präteritum: gab ab
Perfekt: hat abgegeben
PerfektPräteritumPräsensPronomen
habe abgegebengab abgebe abich
hast abgegebengabst abgibst abdu
hat abgegebengab abgibt aber/sie/es
haben abgegebengaben abgeben abwir
habt abgegebengabt abgebt abihr
haben abgegebengaben abgeben absie/Sie

معانی

پیشوندِ جداشدنی
• Bitte geben Sie den Brief am Schalter ab.لطفاً نامه را در باجه تحویل دهید.
پیشوندِ جداشدنی
• Die geliehenen Bücher müssen binnen acht Tagen abgegeben werden.کتاب‌های امانت‌گرفته باید ظرفِ هشت روز پس داده شوند.
پیشوندِ جداشدنی
• Den Koffer können Sie an der Gepäckaufbewahrung abgeben.چمدان را می‌توانید در امانت‌داریِ بار بسپارید.
پیشوندِ جداشدنی
• Ich werde dir davon abgeben.از آن به تو هم خواهم داد.
پیشوندِ جداشدنی
• Der alte Bauer hat seinem Sohn den Hof abgegeben.کشاورزِ سالخورده مزرعه را به پسرش واگذار کرد.
پیشوندِ جداشدنی
• Der Ofen gibt viel Wärme ab.بخاری گرمای زیادی از خود پخش می‌کند.
پیشوندِ جداشدنی
• Er gab den Ball an den Rechtsaußen ab.او توپ را به بازیکنِ جناحِ راست پاس داد.
پیشوندِ جداشدنی
• Du gibst ab.نوبتِ توست که ورق پخش کنی.
پیشوندِ جداشدنی
• Er gibt die Ware billig ab.او کالا را ارزان می‌فروشد.
پیشوندِ جداشدنی
• Wir haben ein Zimmer an einen Studenten abgegeben.ما یک اتاق را به یک دانشجو اجاره داده‌ایم.
پیشوندِ جداشدنی
• Er gibt den Vorsitz an seinen Stellvertreter ab.او ریاست را به معاونش واگذار می‌کند.
پیشوندِ جداشدنی
• Der Polizist gab einen Schuss ab.مأمورِ پلیس یک تیر شلیک کرد.
پیشوندِ جداشدنی
• Der Minister gab eine Erklärung ab.وزیر اظهاراتی را اعلام کرد.
پیشوندِ جداشدنی
• Er gibt einen tüchtigen Kaufmann ab.او بازرگانی کاردان از آب درمی‌آید.
پیشوندِ جداشدنی
• Sie gibt sich viel mit Kindern ab.او زیاد با کودکان سروکار دارد.
پیشوندِ جداشدنی
• Heute kann es noch etwas abgeben.امروز ممکن است هنوز اتفاقی بیفتد (مثلاً باران بیاید).

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی