abgeben
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe abgegeben | gab ab | gebe ab | ich |
| hast abgegeben | gabst ab | gibst ab | du |
| hat abgegeben | gab ab | gibt ab | er/sie/es |
| haben abgegeben | gaben ab | geben ab | wir |
| habt abgegeben | gabt ab | gebt ab | ihr |
| haben abgegeben | gaben ab | geben ab | sie/Sie |
معانی
1. تحویل دادن (چیزی را به گیرندهی مناسب رساندن)abgeben+akk.بیشتر▾
2. پس دادن، برگرداندن (چیزی را که قرض گرفته شده)abgeben+akk.بیشتر▾
3. به امانت سپردن (چیزی را برای نگهداری گذاشتن)abgeben+akk.بیشتر▾
4. دادنِ سهمی (بخشی از چیزی را به کسی دادن)abgeben+dat./akk.بیشتر▾
5. واگذار کردن (مالکیت یا مسئولیتِ چیزی را به دیگری سپردن)abgeben+dat./akk.بیشتر▾
6. (استعاری) پس دادن، منتقل کردن (مثلاً گرما)abgeben+akk.بیشتر▾
7. (ورزش) پاس دادن (توپ را به همتیمی رساندن)abgeben+akk.بیشتر▾
8. (بازیِ ورق) ورق پخش کردن (دادنِ ورقها به بازیکنان؛ ضدِ angeben)abgebenintransitivبیشتر▾
9. فروختن (کالایی را در برابرِ پرداخت واگذار کردن)abgeben+akk.بیشتر▾
10. اجاره دادن (چیزی را در برابرِ پرداخت به کسی واگذار کردن)abgeben+akk.بیشتر▾
11. کنارهگیری کردن (از مقام یا سمتی کنار رفتن و آن را واگذار کردن)abgeben+akk.بیشتر▾
12. شلیک کردن (شلیک یا گلولهای را رها کردن)abgeben+akk.بیشتر▾
13. اعلام کردن، ادا کردن (اظهارنظر یا رأی دادن)abgeben+akk.بیشتر▾
14. (محاورهای) بهعنوانِ چیزی عمل کردن، نقشی را ایفا کردن (کسی یا چیزی را نمایش دادن یا بودن)abgeben+akk.بیشتر▾
15. (محاورهای) سرگرم بودن، سروکار داشتن (با کسی یا چیزی)sich abgebenmit+dat.بیشتر▾
16. (عامیانه) در راه بودنِ چیزی ناخوشایند (مثلاً باران یا دردسر؛ بیشخص)abgebenintransitivبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
