اسمNomen
Aushilfe
die
جمع: Aushilfen
ملکی: Aushilfe
معانی
1. کارگر موقت؛ نیروی کمکی (کسی که کار کمکی گاهبهگاه یا موقت را بر عهده گرفته است)بیشتر▾
• Wir suchen noch Aushilfen für die Saison.ما هنوز برای فصل نیروی کمکی میجوییم.
2. یاری؛ کمک (یاری دادن در تنگنا؛ حمایت؛ مفرد)؛ «zur Aushilfe»: برای جایگزینیبیشتر▾
• Er bat ihn um eine Aushilfe von hundert Euro.او از او خواست صد یورو به او کمک کند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




