قید حالتModaladverb
besonders
[bəˈzɔndɐs]
معانی
1. بهویژه؛ مخصوصاً؛ خصوصاً (اشاره به چیز برجسته)بیشتر▾
• Was hat dir in dem Land besonders gefallen?در آن کشور بیشتر از همه چه چیزی برایت خوشایند بود؟
2. جداگانه؛ بهتنهایی؛ مجزا از دیگرانبیشتر▾
• Jeder wurde besonders eingeladen.هر کس جداگانه دعوت شد.
3. صریحاً؛ با تأکید (بهطور آشکار بیانشده)بیشتر▾
• Es wird besonders darauf hingewiesen.صریحاً بر آن تأکید میشود.
4. (محاورهای، تعارفآمیز) «nicht besonders»: چندان رضایتبخش نیست؛ متوسطبیشتر▾
• Das Buch gefällt mir nicht besonders.این کتاب چندان به دلم نمینشیند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




