dagegen
معانی
1. (مکانی) به آن؛ علیه آن (فیزیکی)بیشتر▾
2. (مجازی) علیه آن؛ برای مبارزه یا تخلف از چیزیبیشتر▾
3. (دفاع و محافظت) در برابر آن؛ مقابل آنبیشتر▾
4. به ضرر آن؛ مخالف آن (ضد dafür)بیشتر▾
5. (dagegen sein) مخالف بودن؛ رد کردنبیشتر▾
6. (با بیان مخالفت) در این مورد؛ دربارهی آنبیشتر▾
7. در مقایسه با آن؛ در قیاسبیشتر▾
8. در عوض آن؛ برای تعویض آنبیشتر▾
9. (تضاد؛ در حد حرف ربط) در مقابل؛ اما؛ ولیبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




