صفتAdjektiv
dringend
| dringend | dringender | am dringendsten |
معانی
1. فوری؛ ضروری (بهشدت لازم و عجلهآمیز؛ کاری که زودتر باید انجام شود)بیشتر▾
• Ich brauche dringend Hilfe.من فوراً به کمک نیاز دارم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




