صفتAdjektiv
unnötig
| unnötig | unnötiger | am unnötigsten |
معانی
1. غیرضروری؛ بیمورد (چیزی که لازم نیست و زائد است؛ در قیدگونه: بیدلیل و بیجهت)بیشتر▾
• Das ist eine unnötige Ausgabe.این هزینهای غیرضروری است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




