Einführung
معانی
1. معرفی؛ رواجدادن (عرضه یا برقراری چیزی تازه مثل روش، قانون یا محصول)بیشتر▾
2. مقدمه؛ آموزش مقدماتی (آموزش یا کتابی که آدم را برای موضوعی آماده میکند؛ «Einführung in»)بیشتر▾
3. معرفی کسی؛ سپردن به کسی (معرفی یا اتصال کسی به جایی یا گروهی؛ مثل Amtseinführung)بیشتر▾
4. وارد کردن (قرار دادن چیزی در جایی؛ مثل لوله، سوند یا دماسنج)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




