اسمNomen
Enkelin
die
جمع: Enkelinnen
ملکی: Enkelin
معانی
1. نوهی دختر (دختر پسر یا دختر شخص)بیشتر▾
• »Aber er macht immer noch seine Augen auf«, berichtete die Enkelin.نوهی دختری گزارش داد: «اما او هنوز چشمانش را باز میکند.»
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




