اسمNomen
Führerschein
der/[ˈfyːʀɐˌʃaɪ̯n]
جمع: Führerscheine
ملکی: Führerschein(e)s
معانی
1. گواهینامهی رانندگی (سند رسمی برای اثبات مجوز راندن؛ در سوئیس: Führerausweis)بیشتر▾
• Die meisten Jugendlichen freuen sich sehr darauf, den Führerschein zu machen.بیشتر جوانان از گرفتن گواهینامهی رانندگی بسیار خوشحالاند.
2. گواهینامه؛ مجوز (سند رسمی برای هدایت وسیلهی دیگر یا دستگاه فنی؛ مثلاً لیفتراک، قایق، هواپیما؛ در معنای مجازی «Führerschein für Tiere»)بیشتر▾
• Den Führerschein für den Gabelstapler hat sie auch schon in der Tasche.گواهینامهی لیفتراک را هم از قبل در جیب دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




