در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

getrennt

[gəˈtʀɛnt]

معانی

• Die Amerikaner sprechen mit Russen und Ukrainern jeweils getrennt.آمریکایی‌ها با روس‌ها و اوکراینی‌ها هر کدام به‌طور جداگانه گفت‌وگو می‌کنند.
• In Deutschland muss ein Paar in der Regel ein Jahr getrennt leben, bevor die Ehe geschieden werden kann.در آلمان یک زوج معمولاً باید یک سال جدا از هم زندگی کنند تا ازدواج‌شان قابل طلاق باشد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی