böse
| böse | böser | am bösesten |
معانی
1. عصبانی، دلخور؛ (böse sein auf jmdn.) از کسی ناراحت یا خشمگین بودنبیشتر▾
2. بد؛ از نظر اخلاقی بد و آسیبرسان به دیگران؛ شرور (در برابر gut)بیشتر▾
3. بد، شوم؛ آنچه بدی و بدبختی میآوردبیشتر▾
4. زشت، ناخوشایند؛ آنچه ناجور یا بد است (آبوهوا، راه)بیشتر▾
5. چرکین، ملتهب؛ بیمار (انگشت، دندان، چشم)بیشتر▾
6. (محاورهای، برای تقویت) بزرگ، سخت؛ شدت چیز ناخوشایندی را نشان میدهدبیشتر▾
7. (محاورهای، قید) خیلی، بهشدتبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
