در حال بارگذاری...

اسمNomen

Käse

der
جمع: Käse
ملکی: Käses

معانی

• Eine Frau, die sich makrobiotisch ernährte, litt an Übelkeit, bis sie sich erlaubte, Käse zu essen.زنی که تغذیه‌ی ماکروبیوتیک داشت از تهوع رنج می‌برد تا این‌که به خود اجازه داد پنیر بخورد.
• Rede doch keinen Käse!پرت‌وپلا نگو!

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی