اسمNomen
Käse
der
جمع: Käse
ملکی: Käses
معانی
1. پنیر (فراوردهای زردمایل سفید، چرب و پرپروتئین که از شیر با ترشکردن یا مایهی پنیر بهدست میآید و خوراک است)بیشتر▾
• Eine Frau, die sich makrobiotisch ernährte, litt an Übelkeit, bis sie sich erlaubte, Käse zu essen.زنی که تغذیهی ماکروبیوتیک داشت از تهوع رنج میبرد تا اینکه به خود اجازه داد پنیر بخورد.
2. (محاورهای، تحقیرآمیز) پرتوپلا؛ چرند؛ مزخرف (حرف احمقانه و بیمعنی)بیشتر▾
• Rede doch keinen Käse!پرتوپلا نگو!
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




