اسمNomen
Kleid
das/[klaɪ̯t]
جمع: Kleider
ملکی: Kleid(e)s
معانی
1. پیراهن زنانه؛ لباس زنانه (لباس رو یکتکه بدون پا که بالاتنه را میپوشاند و دستکم تا روی باسن میرسد؛ معمولاً زنانه)بیشتر▾
• Die Frau hatte ein langes, weites Kleid an.زن لباس بلند و گشادی پوشیده بود.
2. لباسها؛ پوشاک (جمع لباسهای رو و زیر؛ فقط جمع)بیشتر▾
• Er riss sich die Kleider vom Leib.او لباسهایش را از تن کند.
3. (مجازی) پوشش؛ ظاهر؛ رخت (ظاهر بیرونی؛ سیمای چیزی؛ پوست جانور؛ در برابر ماهیت)بیشتر▾
• Das Kleid der Natur wechselt im Herbst.پوشش طبیعت در پاییز عوض میشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




