در حال بارگذاری...

اسمNomen

Kleid

das/[klaɪ̯t]
جمع: Kleider
ملکی: Kleid(e)s

معانی

• Die Frau hatte ein langes, weites Kleid an.زن لباس بلند و گشادی پوشیده بود.
• Er riss sich die Kleider vom Leib.او لباس‌هایش را از تن کند.
• Das Kleid der Natur wechselt im Herbst.پوشش طبیعت در پاییز عوض می‌شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی