اسمNomen
Kunst
die/[kʊnst]
جمع: Künste
ملکی: Kunst
معانی
1. هنر (آفرینش خلاقانهی چیزها با ابزار محسوس، بهویژه در نقاشی، پیکرتراشی، ادبیات و موسیقی؛ و خود آثار هنری)بیشتر▾
• Sie interessiert sich sehr für moderne Kunst.او به هنر مدرن بسیار علاقه دارد.
2. هنر؛ مهارت (توانایی و استادی اکتسابی در یک زمینهی ویژه؛ فن)بیشتر▾
• Das Kochen ist eine Kunst für sich.آشپزی خودش هنری است.
3. مصنوعی؛ ساختگی (چیزی که بهطور مصنوعی ساخته شده و طبیعی نیست؛ در ترکیبهایی مثل Kunst-)بیشتر▾
• Das ist nicht echt, das ist nur Kunst.این اصل نیست، فقط ساختگی است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




