اسمNomen
Natur
die/[naˈtuːɐ̯]
جمع: Naturen
ملکی: Natur
معانی
1. طبیعت (همهی چیزها و پدیدههایی که بدون دخالت انسان وجود دارند؛ فقط مفرد)بیشتر▾
• Die Natur im Frühling ist wunderschön.طبیعت در بهار فوقالعاده زیباست.
2. طبیعت؛ سرزمین بکر (منظرهی دستنخورده با گیاهان و جانوران؛ فقط مفرد)بیشتر▾
• Wir verbringen den Urlaub in der freien Natur.ما تعطیلات را در دل طبیعت میگذرانیم.
3. سرشت؛ طبع؛ ماهیت (ویژگی و منش اصلی یک شخص یا یک چیز)بیشتر▾
• Es liegt in seiner Natur, hilfsbereit zu sein.کمککردن در سرشت اوست.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




