اسمNomen
Nähe
die/[ˈnɛːə]
ملکی: Nähe
معانی
1. نزدیکی؛ مجاورت؛ فاصلهی کم؛ پیرامون (فاصلهی مکانی اندک)بیشتر▾
• Er wohnt ganz in der Nähe.او همین نزدیکی زندگی میکند.
2. نزدیکی؛ حضور (نزدیک بودن کسی؛ احساس تقرب)بیشتر▾
• Seine Nähe tat ihr wohl.نزدیکی او به او آرامش میداد.
3. (زمانی) آیندهی نزدیک (در تضاد با Ferne)بیشتر▾
• Erfolge lagen in greifbarer Nähe.موفقیتها در دسترس بودند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




