natürlich
معانی
1. طبیعی؛ برگرفته از طبیعت؛ مصنوعی نبودن؛ ساختهی انسان نبودنبیشتر▾
2. ذاتی؛ مادرزادی؛ آنچه از بدو تولد هستبیشتر▾
3. طبیعی؛ بیتکلف؛ ساده و بیپیرایهبیشتر▾
4. طبیعی؛ مطابق طبیعت؛ واقعگرایانه؛ شبیه واقعیتبیشتر▾
5. مطابق نیازهای زیستی انسان؛ غریزی؛ طبیعی برای بدنبیشتر▾
6. طبیعی؛ ناشی از ماهیت چیزی؛ بهدنبال هم؛ منطقیبیشتر▾
7. مطابق قوانین طبیعت؛ ماورای طبیعت نبودن (ضد übernatürlich)بیشتر▾
8. (قیدی) البته؛ طبعاً؛ مسلماً؛ بدیهی استبیشتر▾
9. (اصطلاح تخصصی) ویژه؛ مثلاً اعداد طبیعی در ریاضی؛ شخص حقیقی در حقوق؛ فرزند ناتنی/نامشروعبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




