در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

natürlich

معانی

• Das ist ein natürliches Mineralwasser.این یک آب معدنی طبیعی است.
• Das ist nicht ihre natürliche Haarfarbe.این رنگ طبیعی موی او نیست.
• Sie ist ein sehr natürlicher Mensch.او آدم بسیار طبیعی و بی‌تکلفی است.
• Das Bild ist sehr natürlich geworden.این عکس خیلی طبیعی درآمده است.
• Er hat einen natürlichen Widerwillen dagegen.او نسبت به آن بیزاری طبیعی دارد.
• Das ist ein ganz natürlicher Wunsch.این یک آرزوی کاملاً طبیعی است.
• Alles ist ganz natürlich zugegangen.همه‌چیز کاملاً طبیعی گذشت.
• Natürlich komme ich!البته که می‌آیم!
• Die natürlichen Zahlen sind positive ganze Zahlen.اعداد طبیعی، اعداد صحیح مثبت هستند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی