اسمNomen
Notiz
die/[noˈtiːʦ]
جمع: Notizen
ملکی: Notiz
معانی
1. یادداشت (نوشتهی کوتاه و کلیدی که کمک حافظه است)بیشتر▾
• Er macht sich während des Vortrags Notizen.او در طول سخنرانی یادداشت برمیدارد.
2. خبر کوتاه (گزارش مختصر در روزنامه)بیشتر▾
• Ich fand in der Zeitung eine kurze Notiz über den Unfall.در روزنامه خبر کوتاهی دربارهی حادثه یافتم.
3. توجه؛ اعتنا (در عبارت «Notiz von jmdm./etw. nehmen»: به کسی یا چیزی توجه کردن)بیشتر▾
• Er nahm keine Notiz von mir.او به من اعتنایی نکرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




