صفتAdjektiv
nötig
[ˈnøːtɪç]
| nötig | nötiger | am nötigsten |
معانی
1. لازم؛ ضروری (چیزی که بهشدت مورد نیاز و جداییناپذیر است؛ مترادف notwendig)بیشتر▾
• Für den Antrag sind einige Dokumente nötig.برای درخواست چند مدرک لازم است.
2. نیازمند بودن؛ بهشدت محتاج بودن («etw./jmdn. nötig haben»؛ «es nicht nötig haben»: نیازی به کاری نداشتن)بیشتر▾
• Er hat Erholung dringend nötig.او بهشدت به استراحت نیاز دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




