در حال بارگذاری...

اسمNomen

Note

die/[ˈnoːtə]
جمع: Noten
ملکی: Note

معانی

• Sie hat in Mathematik die Note eins bekommen.او در ریاضی نمره‌ی یک گرفت.
• Sie kann keine Noten lesen.او نمی‌تواند نت بخواند.
• Er zog eine große Note aus der Brieftasche.او اسکناس بزرگی از کیف‌پولش درآورد.
• Der Botschafter überreichte dem Außenminister eine Note.سفیر یادداشتی دیپلماتیک به وزیر خارجه تقدیم کرد.
• Die Lampen geben dem Raum eine festliche Note.چراغ‌ها به اتاق حال‌وهوای جشنی می‌دهند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی