Plastik
معانی
1. مجسمه؛ اثر پیکرهسازی (اثر هنری سهبعدی که با شکلدادن و ساختن مواد مثل برنز، گل یا گچ پدید آمده)die Plastikبیشتر▾
2. پیکرهسازی؛ مجسمهسازی (شاخهی هنر؛ فقط مفرد)die Plastikبیشتر▾
3. (پزشکی) جراحی ترمیمی؛ بازسازی (شکلدهی یا بازسازی عملشدهی بافت یا اندام آسیبدیده)die Plastikبیشتر▾
4. (نادر، ادبی، مجازی) رسایی؛ تصویرسازی؛ بیان زنده و پرتصویر (فقط مفرد)die Plastikبیشتر▾
5. پلاستیک؛ مواد پلاستیکی (محاورهای؛ مترادف Kunststoff)das Plastikبیشتر▾
6. (محاورهای، مجازی) کارت بانکی (مترادف Debitkarte)das Plastikبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




