Holz
معانی
1. چوب (مادهی سخت زیر پوست درختان و بوتهها؛ مصالح ساختمانی مهم)بیشتر▾
2. نوع چوب؛ گونهی چوب (معمولاً بهصورت جمع Hölzer)بیشتر▾
3. تیر؛ تخته؛ قطعات بریدهشدهی چوبی (بهصورت جمع Hölzer)بیشتر▾
4. (محاورهای) سازهای بادی چوبی ارکستر (Holz)بیشتر▾
5. (بولینگ ایرانی/کگل) تعداد پینها؛ «Gut Holz!»: سلام و احوالپرسی کگلبازانبیشتر▾
6. (محلی) جنگلچه؛ بیشه؛ جنگل (اصطلاح شکار)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




