در حال بارگذاری...

اسمNomen

Holz

das/[hɔlʦ]
جمع: Hölzer
ملکی: Holzes

معانی

• Die Decke aus Holz, die darüber gelegt ist, wiegt leicht.سقف چوبی که روی آن قرار دارد سبک است.
• Nussbaum ist ein schönes Holz.گردو چوب زیبایی است.
• Die Hölzer müssen imprägniert werden.چوب‌ها باید آغشته به ماده‌ی محافظ شوند.
• Das Holz konnte sich gegen das Blech nicht behaupten.سازهای بادی چوبی نتوانستند در برابر سازهای برنجی دوام بیاورند.
• Er hat 8 Holz geworfen.او ۸ پین انداخت.
• Der Weg führte durch ein Hölzchen.راه از میان یک بیشه‌ی کوچک می‌گذشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی