در حال بارگذاری...

اسمNomen

Praktikantin

die/[pʀaktiˈkantɪn]
جمع: Praktikantinnen
ملکی: Praktikantin

معانی

• Die Praktikantin bastelt Papierblumen für die Ausstellung.کارورز زن برای نمایشگاه گل کاغذی می‌سازد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی