صفتAdjektiv
preiswert
| preiswert | preiswerter | am preiswertesten |
معانی
1. ارزان؛ مناسب از نظر قیمت؛ بهصرفه (از نظر قیمت مناسب و بیخطا؛ خوب و ارزان)بیشتر▾
• Das Zimmer war wirklich preiswert.اتاق واقعاً ارزان بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




