در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

positiv

[ˈpoːzitiːf]
positivpositiveram positivsten

معانی

• Es war mir unangenehm, ihm nicht positiv antworten zu können.برایم ناخوشایند بود که نتوانم پاسخ مثبت به او بدهم.
• Der Test war positiv.آزمایش مثبت بود.
• Ich weiß das positiv.من این را قطعاً می‌دانم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی