در حال بارگذاری...

اسمNomen

Rat

der/[ʀaːt]
جمع: Räte
ملکی: Rat(e)s

معانی

• Ich brauche deinen Rat.من به توصیه‌ی تو نیاز دارم.
• Er weiß sich keinen Rat mehr.او دیگر چاره‌ای نمی‌داند.
• Der Rat der Stadt tagt am Montag.شورای شهر روز دوشنبه نشست دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی