در حال بارگذاری...

اسمNomen

Rente

die/[ˈʀɛntə]
جمع: Renten
ملکی: Rente

معانی

• Die Mutter arbeitete wochenweise als Kinderbetreuerin, um ihre Rente aufzubessern.مادر هفته‌ای کار مراقبت از کودک می‌کرد تا مستمری‌اش را بهبود دهد.
• Das Paar kaufte das Hotel, die vorherigen Eigentümer gingen in Rente.زوج هتل را خریدند، مالکان پیشین بازنشسته شدند.
• Kinder haben beim Tod des Vaters Anspruch auf eine Waisenrente.کودکان با مرگ پدر حق مستمری یتیمی دارند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی