اسمNomen
Spaziergang
der/[ʃpaˈʦiːɐ̯gaŋ]
جمع: Spaziergänge
ملکی: Spaziergangs
معانی
1. قدمزدن؛ پیادهروی تفریحی (راه رفتن بیعجله در هوای آزاد برای استراحت و تحرک؛ مسیری که پیموده میشود)بیشتر▾
• Wir machen am Sonntag einen Spaziergang.ما یکشنبه قدم میزنیم.
2. راهپیمایی اعتراضی (کنایی؛ راهپیمایی اعتراضی بدون مجوز؛ مثل «Spaziergang» بهجای تظاهرات)بیشتر▾
• Montags finden Spaziergänge gegen die Maßnahmen statt.دوشنبهها راهپیماییهایی علیه مقررات برگزار میشود.
3. کار آسان (مجازی؛ کار یا وظیفهای که بهسادگی انجام میشود؛ «kein Spaziergang»: آسان نبودن)بیشتر▾
• Das Spiel war kein Spaziergang.بازی آسان نبود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




