Theater
معانی
1. تئاتر؛ سالن نمایش (ساختمانی برای اجرای نمایش، اپرا و رقص صحنهای)بیشتر▾
2. نمایش؛ اجرا (اجرایی که در تئاتر برگزار میشود؛ «Theater spielen»: نمایش اجرا کردن)بیشتر▾
3. ادا؛ تظاهر (محاوره و منفی؛ نمایش ساختگی یا هیاهو و سروصدای بیمورد)بیشتر▾
4. هنر نمایش؛ تئاتر (هنر بازیگری و صحنهای؛ نیز تئاتر بهعنوان نهاد و گروه همهی کارکنان آن)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




