در حال بارگذاری...

اسمNomen

Theater

das/[teˈʔaːtɐ]
جمع: Theater
ملکی: Theaters

معانی

• Wir gehen heute Abend ins Theater.ما امشب به تئاتر می‌رویم.
• Das Theater war ein Erlebnis.نمایش تجربه‌ای بود.
• Mach kein Theater!ادا درنیاور!
• Er hat sich mit dem Theater der Shakespearezeit beschäftigt.او با تئاتر دوران شکسپیر سروکار داشته است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی