در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

tief

tieftieferam tiefsten

معانی

• Der See ist hier zwanzig Meter tief.دریاچه اینجا بیست متر عمق دارد.
• Er schläft in einem tiefen Schlaf.او در خوابی عمیق است.
• Die Wolken hängen heute sehr tief.ابرها امروز بسیار پایین آویزان‌اند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی