در حال بارگذاری...

اسمNomen

Tier

das/[tiːɐ̯]
جمع: Tiere
ملکی: Tier(e)s

معانی

• Manche Tiere machen Winterschlaf und sammeln vorher jede Menge Futter.برخی جانوران زمستان‌خواب می‌کنند و پیش از آن بسیار غذا ذخیره می‌کنند.
• Im Krieg verkommt der Mensch zum Tier.در جنگ انسان تا حد حیوان سقوط می‌کند.
• Er ist ein echtes Tier, lobte Spielführer Orazio Amaru seinen Mannschaftskollegen.او واقعاً جنگنده است، کاپیتان تیم هم‌تیمی‌اش را ستود.
• Beim Rotwild sind Kälber, Tiere und Hirsche eindeutig voneinander zu unterscheiden.در گوزن سرخ، گوساله‌ها، مادینه‌ها و نرها به‌روشنی از هم تشخیص داده می‌شوند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی