verschieben
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe verschoben | verschob | verschiebe | ich |
| hast verschoben | verschobst | verschiebst | du |
| hat verschoben | verschob | verschiebt | er/sie/es |
| haben verschoben | verschoben | verschieben | wir |
| habt verschoben | verschobt | verschiebt | ihr |
| haben verschoben | verschoben | verschieben | sie/Sie |
معانی
1. به تعویق انداختن؛ عقب انداختن (چیزی را به زمان دیگری موکول کردن؛ مثل قرار، سفر یا جلسه)verschieben+akk.بیشتر▾
2. جابهجا کردن (چیزی را با هل دادن در جای دیگری قرار دادن؛ مثل کمد؛ «sich verschieben»: جابهجا شدن)verschieben+akk.بیشتر▾
3. قاچاق کردن؛ مخفیانه منتقل کردن (محاوره؛ چیزی، بهویژه پول، را غیرقانونی دور از دسترس قانون بردن یا کالا را در بازار سیاه فروختن)verschieben+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




