Versicherung
معانی
1. بیمه (قرارداد با شرکت بیمه که در برابر خطرهایی مثل دزدی، آتشسوزی یا بیماری پوشش میدهد)بیشتر▾
2. شرکت بیمه (محاوره؛ مؤسسه یا شرکتی که بیمه میفروشد)؛ حقبیمه (محاوره؛ مبلغ پرداختی برای بیمه)بیشتر▾
3. اطمینان؛ قول؛ سوگندنامه (تأکید و تضمین به اینکه چیزی قطعی است؛ مثل «eidesstattliche Versicherung»)بیشتر▾
4. بیمهکردن (عمل بیمه کردن؛ مثل بیمهی بار و چمدان)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




