در حال بارگذاری...

اسمNomen

Versicherung

die/[fɛɐ̯ˈzɪçəʀʊŋ]
جمع: Versicherungen
ملکی: Versicherung

معانی

• Ich habe eine Versicherung gegen Diebstahl abgeschlossen.من بیمه‌ای در برابر دزدی بسته‌ام.
• Die Versicherung erhöht ihre Beiträge.شرکت بیمه حق‌بیمه‌هایش را افزایش می‌دهد.
• Er gab die Versicherung, pünktlich zu sein.او قول داد که به‌موقع باشد.
• Die Versicherung des Reisegepäcks kostet fünf Euro.بیمه‌ی بار سفر پنج یورو هزینه دارد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی