صفتAdjektiv
verschieden
| verschieden | verschiedener | am verschiedensten |
معانی
1. گوناگون؛ متفاوت؛ مختلف؛ ناهمانند (چیزی که از چیز یا کسی دیگر تفاوت دارد)بیشتر▾
• Das ist nur in der Art verschieden – in der Intensität gewiss nicht.این تنها از نظر نوع متفاوت است، نه قطعاً از نظر شدت.
2. چند؛ برخی؛ بعضی؛ تعدادی (فقط جمع)بیشتر▾
• Ich habe noch verschiedene Fragen.من هنوز چند پرسش دارم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




