zurückziehen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe zurückgezogen | zog zurück | ziehe zurück | ich |
| hast zurückgezogen | zogst zurück | ziehst zurück | du |
| hat zurückgezogen | zog zurück | zieht zurück | er/sie/es |
| haben zurückgezogen | zogen zurück | ziehen zurück | wir |
| habt zurückgezogen | zogt zurück | zieht zurück | ihr |
| haben zurückgezogen | zogen zurück | ziehen zurück | sie/Sie |
معانی
1. کشیدن و برگرداندن (چیزی به عقب، مثلاً طناب)بیشتر▾
2. پس کشیدن (دست و غیره)بیشتر▾
3. پس زدن، کنار کشیدن (پرده و غیره)بیشتر▾
4. پس گرفتن (دستور، درخواست، دعوی، وعده و غیره)بیشتر▾
5. فراخواندن (دیپلمات، سفیر)بیشتر▾
6. (sich zurückziehen) عقب نشستن، عقبنشینی کردن (نیرویِ نظامی)بیشتر▾
7. (sich zurückziehen) خلوتکنان به جایی رفتن، کناره گرفتنبیشتر▾
8. (sich zurückziehen) دست کشیدن از، کنارهگیری کردن از (سیاست، کسبوکار و غیره)zurückziehenaus+dat.بیشتر▾
9. (sich zurückziehen) رابطهٔ خود را با کسی قطع کردن، بریدن ازzurückziehenvon+dat.بیشتر▾
10. (بهطورِ گروهی) برگشتن، عقب نشستن، دور شدن (جمعیت، آب و غیره)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
