abschlagen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe abgeschlagen | schlug ab | schlage ab | ich |
| hast abgeschlagen | schlugst ab | schlägst ab | du |
| hat abgeschlagen | schlug ab | schlägt ab | er/sie/es |
| haben abgeschlagen | schlugen ab | schlagen ab | wir |
| habt abgeschlagen | schlugt ab | schlagt ab | ihr |
| haben abgeschlagen | schlugen ab | schlagen ab | sie/Sie |
معانی
1. با یک یا چند ضربه چیزی را جدا کردن یا کندنabschlagen+akk.بیشتر▾
2. با یک حرکت تکاندن، چیزی را از سطحی پاک کردن (مثل گرد و غبار یا برف)abschlagen+akk.بیشتر▾
3. قیمتی را بهطور نسبی کاهش دادنabschlagen+akk.بیشتر▾
4. چیزی را برچیدن یا به اجزای خود تجزیه کردن (مثل چادر یا داربست)abschlagen+akk.بیشتر▾
5-1. (محاوره، ورزشی) با کف دست به یکدیگر ضربه زدن برای تبریک یا تأییدsich abschlagenبیشتر▾
5-2. به صورت رطوبت یا رسوب روی سطحی نشستنsich abschlagenبیشتر▾
6. (بازی کودکانه) کسی را با ضربهای لمس کردن تا نقش او در بازی عوض شودabschlagen+akk.بیشتر▾
7. (عامیانه) به کسی ضربههای سبک زدنabschlagen+dat./akk.بیشتر▾
8. (نظامی) حمله یا هجوم دشمن را دفع کردنabschlagen+akk.بیشتر▾
9. درخواست یا خواستهی کسی را رد کردنabschlagen+dat./akk.بیشتر▾
10. (ورزشی: فوتبال، گلف، هاکی) توپ را با ضربه وارد بازی کردنabschlagen+akk.بیشتر▾
11. (رزمی) هنگام افتادن با ضربهی دست بدن را محافظت کردن یا با ضربه اعلام تسلیم کردنabschlagenintransitivبیشتر▾
12. (در قیمت) پایین آمدن، افت کردنabschlagenintransitivبیشتر▾
13. آب یک مسیر آبی را هدایت یا تخلیه کردنabschlagen+akk.بیشتر▾
14. (آشپزی) خمیر را با ضربه زدن روی سطح، ورز دادن یا کوبیدنabschlagen+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
