قید حالتModaladverb
brutto
معانی
1. ناخالص؛ بدون کسر (پیش از کسر مالیات و هزینهها؛ در برابر netto)بیشتر▾
• Er verdient 3.000 Euro brutto monatlich.او ماهانه ۳۰۰۰ یورو ناخالص درآمد دارد.
2. (اصطلاح بازرگانی) با بستهبندی؛ وزن ناخالص (وزن همراه بستهبندی)بیشتر▾
• Der Apparat wiegt brutto zwei Zentner.دستگاه با بستهبندی دو سنتنر وزن دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




