اسمNomen
Dach
das/[daχ]
جمع: Dächer
ملکی: Dach(e)s
معانی
1. سقف؛ بام (بخش بالایی ساختمان)بیشتر▾
• Aber das Hotel an sich steht noch, das Dach ist in Ordnung.اما خود هتل هنوز برپاست و سقفش سالم است.
2. (مجازی) سرپناه؛ زیر یک سقف (خانهای که انسان در آن زندگی میکند؛ یا سازمانی که چند نهاد را در بر میگیرد)بیشتر▾
• Mit jmdm. unter einem Dach wohnen.با کسی زیر یک سقف زندگی کردن.
3. (عامیانه، مجازی) سر؛ کله؛ جمجمه (در اصطلاحات)بیشتر▾
• Er hat eins aufs Dach gekriegt.او حسابی سرزنش شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




