در حال بارگذاری...

اسمNomen

Dach

das/[daχ]
جمع: Dächer
ملکی: Dach(e)s

معانی

• Aber das Hotel an sich steht noch, das Dach ist in Ordnung.اما خود هتل هنوز برپاست و سقفش سالم است.
• Mit jmdm. unter einem Dach wohnen.با کسی زیر یک سقف زندگی کردن.
• Er hat eins aufs Dach gekriegt.او حسابی سرزنش شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی