در حال بارگذاری...

صفتAdjektiv

dumm

dummdümmeram dümmsten

معانی

• Ein dummer Mensch lernt nichts.آدم نادان چیزی یاد نمی‌گیرد.
• Das war dumm von ihm.این از او احمقانه بود.
• Das ist eine dumme Sache.این ماجرا ناخوشایند است.
• Der Lärm macht mich ganz dumm.سروصدا مرا گیج می‌کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی