1صفتAdjektiv
egal
[eˈgaːl]
| egal | egaler | am egalsten |
معانی
1. (محاورهای) یکسان؛ همشکل؛ هماندازهبیشتر▾
• Die beiden Schuhe sind nicht ganz egal.این دو کفش کاملاً یکسان نیستند.
2. (محاورهای) بیاهمیت؛ فرقی نمیکند؛ برای کسی مهم نیستبیشتر▾
• Das ist mir egal.برای من فرقی نمیکند.
2
قید زمانTemporaladverb
[ˈeːgal]
معانی
1. (گویشی، بهویژه آلمان شرقی و میانه، عامیانه) همیشه؛ مدامبیشتر▾
• Er hat egal Hunger.او همیشه گرسنه است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




