اسمNomen
Erfahrung
die
جمع: Erfahrungen
ملکی: Erfahrung
معانی
1. تجربه (دانش و بینشی که کسی بیشتر از راه مشاهدهی تکراری و تجربهی شخصی به آن رسیده است)بیشتر▾
• Er hat viel Erfahrung in der Gastronomie.او تجربهی زیادی در رستورانداری دارد.
2. تجربه (فلسفه؛ دریافت حسی پردازششدهی ذهن که پایهی شناخت است؛ مترادف Empirie)بیشتر▾
• Kant sah die Erfahrung als Grundlage der Erkenntnis.کانت تجربه را پایهی شناخت میدانست.
3. بهدست آوردن اطلاع (در عبارت رسمی «etw. in Erfahrung bringen» بهمعنای از راه پیگیری به چیزی پیبردن؛ رسمینویس)بیشتر▾
• Die Polizei konnte nichts in Erfahrung bringen.پلیس نتوانست چیزی دریابد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




